خرید بک لینک

وب ابزار
ابزار وبلاگ و سایت

پارس استارت
آگهی فارس
آگهی فارس؛نیازمندیهای رایگان؛استخدام

نیازدار
نیازمندی ها|ثبت رایگان آگهی

سئو تست
سئو تست ابزار حرفه ای سئو

سئو آمار
سئو آمار مرجع بزرگ سئو و بهینه سازی سایت

آگهی سازان
آگهی رایگان و فروش کالا

نیاز فارسیر
نیازمندی و آگهی رایگان


هوش
صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
هوش
یاور پنجشنبه 4 آبان 1396

هوش به طور سنتی از نظر توانایی‌های زبانی و منطقی-ریاضی تعریف شده است. تصور ما از IQ (بهره هوشی) بر چند نسل آزمایش این دو حوزه مبتنی است که از پژوهش آلفرد بینت در اوایل قرن بیستم نشأت می‌گیرد. به نظر می‌رسد موفقیت در مؤسسات آموزشی و به طور کلی در زندگی به بهره هوشی وابسته است. از دیدگاه الگوی یادگیری هدفمند اوسوبل، بی‌شک هوش بالا متضمن فرایند بسیار مؤثر به یاد سپاری اقلام است که به خصوص در ایجاد سلسله‌مراتب مفهومی و حذف سامان‌مند سلسله‌مراتبی که مفید نیستند، ثمربخش است. سایر روانشناس‌های شناختی به صورتی پیچیده‌تر به فرایند حافظه و سیستم به‌یادآوری پرداخته‌اند.

در درک ارتباط میان هوش با یادگیری زبان دوم، آیا می‌توان به سادگی چنین گفت که یک فرد «باهوش» می‌تواند در یادگیری زبان دوم موفق‌تر باشد، صرفاً به این دلیل که هوش بیشتری دارد؟ به هر حال، ظاهراً بزرگ‌ترین مانع در یادگیری زبان دوم به مسئله حافظه برمی‌گردد، به طوری که فقط اگر بتوان تمام چیزهایی را که تدریس یا شنیده می‌شود، به خاطر سپرد، می‌توان در یادگیری زبان بسیار موفق بود. به نظر می‌رسد «بهره هوشی یادگیری زبان» ما پیچیده‌تر از اینها باشد.

یاور پنجشنبه 4 آبان 1396

غالباً معیارهای معینی نظیرِ توانایی حلِ مسئله، استدلال، قدرتِ حافظه و مانند آن را تعیین کنندهٔ هوش در هر فرهنگی می‌دانند. دانشمندانی نظیر بری (۱۹۷۴) شدیداً با این عقیده مخالف اند. آنها طرفدارِ نسبی‌گرایی فرهنگی ست. از این دیدگاه، مفهوم هوش از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. برای مثال استرنبرگ (Sternberg)(۱۹۷۴) نشان داد که مهارت‌های هماهنگی در جوامعِ بدوی و نانویسا برای زندگی این جوامع بسیار ضروری به شمار می‌آیند و به عنوانِ معیاری برای سنجشِ میزان هوش افراد بکار می‌رود. (مثلاً آن دسته از مهارت‌های حرکتی که برای تیراندازی با تیر و کمان لازم است). با این حال این مهارت‌ها برای اکثر مردمِ جوامع با سواد و پیشرفته تر هیچ رابطه‌ای با هوش ندارند. در فرهنگ‌های غربی، هوش را اغلب تواناییِ فرد در حلِ مسائلِ دشوار و تفکرِ خلاق می‌دانند. در حالی که در بسیاری از فرهنگ‌های غیر غربی هوش تا حد زیادی تحتِ شرایطِ اجتماعی بررسی می‌شود. در این گونه فرهنگ‌ها میزانِ نقش پذیری فرد در مسئولیت‌های اجتماعی، همکاری با دیگران و مهارت در ایجاد روابطِ بینِ فردی به عنوانِ معیاری برای سنجشِ هوش در نظر گرفته می‌شوند

یاور پنجشنبه 4 آبان 1396

بر اساس مطالعات انجام شده بهرهٔ هوشی در برخی مناطق زمین بالاتر از دیگر مناطق است. بهرهٔ هوشی در گوشه و کنار جهان از تنوع و تفاوت بالایی در میان کشورهای مختلف یا شهروندان یک کشور با هم برخوردار است. دلیل این تفاوت برای مدت زمانی طولانی مورد توجه دانشمندان قرار داشت و پرسش اصلی نیز اینجا است که آیا دلیل این تفاوت در ریشه‌های ژنتیکی انسانها نهفته است یا شرایط محیطی. بر اساس نتایج پژوهش‌ها، تنوع در بهرهٔ هوشی دلیل تکاملی دارد و نه ژنتیکی. تاکنون دانشمندان زیادی برای توضیح الگوی جهانی بهرهٔ هوشی دلایل متعددی بیان کرده‌اند، برخی دلیل آن را اختلاف در میزان تحصیلات، عده‌ای آب و هوای سرد و سختی زندگی در این شرایط آب و هوایی را دلیل این اختلاف عنوان کرده‌اند. بهرهٔ هوشی بالا نشانه‌های زیادی دارند، بالا بودن نمرات درسی، بالا بودن سطح تحصیلات، سلامت، عملکرد بالا در زمینه شغلی، دستمزد بالاتر و کاهش خطر چاقی.[۱۰]

نوزادان در حدود ۹۰ درصد از کالری بدن خود را صرف ساختن و فعال کردن مغز خود می‌کنند. مغز بزرگسالان نیز بیش از یک چهارم انرژی بدن را صرف خود می‌کند. از این رو در صورتی که در دوران کودکی و در مدت زمانی که مغز در حال ساخته شدن و کامل شدن است، رویدادی ناخواسته منجر به از دست رفتن انرژی بدن شود، مغز دچار آسیب‌دیدگی خواهد شد. بیماری‌های عفونی یکی از اصلی‌ترین عوامل در از بین بردن بخش زیادی از انرژی بدن و اختلال در روند رشد مغز هستند. ارتباط بسیار قدرتمندی میان میزان ابتلا به بیماری‌های عفونی و بهرهٔ هوشی وجود دارد، با کنترل عواملی مانند تحصیلات، ثروت ملی و دما، ابتلا به بیماری‌های عفونی یکی از دقیق‌ترین شاخصها برای پیش بینی بهرهٔ هوشی در میان کشورها است. بررسی‌ها نشان می‌دهند ابتلا به بیماری‌های عفونی شاید تنها شاخص اصلی برای تعیین میانگین بهرهٔ هوشی ملی باشد. مطالعه بر روی افراد به ویژه کودکان نیز این فرضیه را تأیید می‌کند، برای مثال کودکانی که دچار عفونت‌های گوارشی هستند در طول زندگی خود از بهرهٔ هوشی پایین‌تری برخوردارند. پس تنوع در بهرهٔ هوشی دلیل تکاملی دارد و نه ژنتیکی

یاور پنجشنبه 4 آبان 1396

هوش زیاد دردسرهای خودش را هم دارد و یکی از آن‌ها، همیشه نگران بودن است. پژوهشگران معتقدند، افرادی که بیش از حد نگران هستند، غالباً آدم‌های باهوشی هستند و نگرانیشان به جای اینکه به زندگی آن‌ها آسیبی بزند، در موقعیت‌های سخت به دادشان می‌رسد. نگرانی آدم‌های باهوش باعث می‌شود کمتر گرفتار موقعیت‌های خطرناک شوند و بیشتر از دیگران از موقعیت‌های سخت جان سالم به در ببرند

یاور پنجشنبه 4 آبان 1396

بسیاری از مردم که خود را بسیار باهوش می‌دانند، الزاماً متفکران خوبی نیستند. آنان در «دام هوش» گرفتارند. این دام جنبه‌های بسیاری دارد، که در اینجا فقط به دو مورد از آنها اشاره می‌کنیم:
شخص بسیار باهوش می‌تواند دربارهٔ موضوعی عقیده‌ای را بپذیرد و از هوش خود جهت دفاع از این عقیده استفاده کند. این شخص هر چه باهوش‌تر باشد بهتر می‌تواند از عقیده‌اش دفاع کند. هر چه دفاع از عقیده بهتر باشد، شخص نیاز کمتری به انتخاب‌های دیگر پیدا می‌کند، یا به حرف دیگری گوش می‌دهد. اگر شما خود را محق بدانید، چرا باید این کار را بکنید؟ در نتیجه، بسیاری از ذهن‌های بسیار باهوش در دام فکرهای ضعیف می‌افتند؛ زیرا قادرند از این فکرها دفاع کنند.

یاور پنجشنبه 4 آبان 1396

تیزهوشی پنهان (نهفته) برای گروه بزرگی از افراد به کار می‌رود: تیزهوشان ناتوان از یادگیری، تیزهوشان معلول، تیزهوشان در معرض خطر، تیزهوشان متفاوت از نظر فرهنگی یا نژادی، تیزهوشان کم آموز و زنان تیزهوش.
گروهی از اینان در شرایط نامساعد محیطی، طبقه اقتصادی - اجتماعی پایین، اقلیت نژادی و قومی قرار دارند یا زبان رسمی زبان دوم آنهاست. دانش‌آموزان دختر نیز در این گروه جای می‌گیرند.
گروه دوم با معیارهای تشخیص سنتی مدارس غیرپیشرفته تلقی می‌شوند مانند دانش‌آموزانی که در زمینه‌های متفاوت خلاقیت و هوش‌های گوناگون برجسته‌اند مانند هنرهای تجسمی و نمایشی، رفتار روانی - اجتماعی رهبری، توانایی‌های حرکتی.
گروه سوم دانش‌آموزان کم آموز تحصیلی، معلولان حرکتی، ناتوانان در یادگیری و افراد دچار مشکلات عاطفی را شامل می‌شود

یاور پنجشنبه 4 آبان 1396

«تیزهوشی» مجموعه‌ای است از استعدادها، ویژگی‌های شخصیتی، و الگوهای رفتاری. تیزهوشی به معنای وسیع آن ویژگی برجسته‌ای است که ورای مفهوم صرف هوش‌بهر (IQ) قرار دارد. آزمون‌هایی برای سنجش میزان تیزهوشی ساخته شده‌اند که تنها بخشی از مفهوم تیزهوشی را می‌سنجند، تشخیص، روان‌سنجی و ساختار تیزهوشی محل بحث و اختلاف نظر است و حوزه‌ای در حال پیشرفت است

یاور پنجشنبه 4 آبان 1396

هوش هیجانی (یا هوش احساسی یا هوش عاطفی که با حروف اختصاری EQ نشان داده می‌شود[۵]) بخش مهمی از «هوش» است که شامل توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجان‌ها (احساسات) و استفاده از آنها در زندگی است.[۶] اصطلاح هوش اولین بار در سال ۱۹۹۰ روانشناسی بنام سالوی برای بیان کیفیت و درک احساسات افراد، همدردی با احساسات دیگران و توانایی اداره مطلوب خلق و خو به کاربرد. هوش هیجانی از چهار مهارت اصلی تشکیل می‌شود:

۱- خودآگاهی: توانایی شناسایی دقیق هیجان‌های خود و آگاهی از آنها به هنگام تولید. خودآگاهی، کنترل تمایلات خود درنحوه واکنش به اوضاع و افراد مختلف را نیز شامل می‌شود. فردی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است، نسبت به احساسات خود، آگاهی بی واسطه و بدون وقفه دارد.

۲- خود مدیریتی: یعنی اینکه بتوانید واکنش‌های هیجانی خود را در مقابل همه مردم و شرایط مختلف کنترل کنید.

۳- آگاهی اجتماعی: توانایی در تشخیص دقیق هیجانات دیگران و درک اینکه دقیقاً چه اتفاقی در حال روی دادن است. این موضوع اغلب به این معناست که طرز تفکر و احساسات دیگران را درک می‌کنید، حتی زمانی که خودتان همان احساسات یا تفکرات را ندارید و این همان همدلی است.

۴- مدیریت رابطه: توانایی در به کارگیری «آگاهی از هیجانات دیگران» به منظور موفقیت درکنترل و مدیریت تعامل‌ها، همچنین این توانایی، ارتباط واضح با شرایط و کنترل مؤثر تعارض‌های دشوار را شامل می‌شود.

یاور پنجشنبه 4 آبان 1396

در سنجش‌های سنتی تر تیزهوشی، افرادی که میزان بهره هوشی (هوش‌بهر - IQ) آن‌ها از حد مشخصی بیشتر باشد تیزهوش نامیده می‌شوند. این حد مشخص در نمونه گیری‌های مختلف، با توجه به نوع آزمون و جامعهٔ آماری که بهرهٔ هوشی به صورت نسبی نسبت به آن سنجیده می‌شود متفاوت است. اما باز هم به صورت معمول می‌توان ۱۳۰ را عددی دانست که در بیشتر آزمون‌ها مرز تیزهوشی فرض می‌شود و به افرادی که بهرهٔ هوشی بیش از این مقدار را داشته باشند تیزهوش گفته می‌شود.

یاور پنجشنبه 4 آبان 1396

هوش توانایی ذهنی است و قابلیت‌های متنوعی همچون استدلال، برنامه‌ریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را در بر می‌گیرد. نظریه‌های هوش در طول تاریخ تغییر کرده‌اند.[۱] پژوهشگران می‌گویند با نوشیدن شیر، خوردن جگر، تخم مرغ و بادام زمینی، کولین بیشتری به مغز می‌رسد و هوش و حافظه تقویت می‌شود.[۲] پژوهشگران با سنجیدن سطح کولین مغز به میزان هوش افراد پی می‌برند